بی تو در شبها فراموش شدم
و رویاهای نقره یم زنگار غم گرفت
یاران از دیده پنهان شدند
و نگاه نا شناس کوچه را پر کرده
به دیدارم بیا
در انتظارت موهایم را شانه کردم
و لبانم در حسرت بوسه است
من بی تو یک غروب سرد شدم
و تو بی من لبخندی سرد
در کوچههای سرگردان به باد سپرده شدم
شاید که عطر گیسونم را دوباره دریا بی
و بیاد آوری که من از چه گریختم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر